|
گزارشي از افتتاح كتابخانه روستاي قلعه رش
شهرستان سردشت
دومين محصول فعاليت انجمن روناكي(كميته
كتابخانه هاي انجمن ايزيرتو) در به بارنشاندن
سلسله كتابخانه¬هاي روستايي
كتابخانه روستاي قلعهرش به همت اعضاي انجمن
روناكي (كميته كتابخانه هاي انجمن دوستداران
يادگارهاي تاريخي ايزيرتو) و با همكاري انجمن
حامي (تهران)، دهياري، شوراي اسلامي روستا و
جمعي از فعالان مدني و حمايت مالي تني چند از
خيرين و معتمدين شهرستان سردشت، روز پنج شنبه
مورخه 31/2/1388 افتتاح شد.

پس از افتتاح كتابخانه روستاي ناچيت در 5
كيلومتري شهر بوكان، كميته كتابخانه هاي انجمن
ايزيرتو كه قبلاً گروه سواره خوانده مي شد و
اكنون نام انجمن روناكي را براي خود برگزيده
است، تاسيس كتابخانه اي در روستاي مرزي قلعه
رش واقع در 20 كيلومتري شهر سردشت و 15
كيلومتري مرز ايران و عراق را در برنامه كاري
خود قرار داد. تاسيس اين كتابخانه كه برنامهي
آن از تيرماه 1387 به تصويب انجمن روناكي
رسيده و بازديد مقدماتي آن به انجام رسيده بود
پس از 8 ماه تلاش بيوقفه اعضاي انجمن روناكي
انجمن ايزيرتو و همكاري ديگر انجمن ها (همچون
انجمن حامي از شهر تهران)، دهياري، امام جماعت
و جوانان روستاي قلعه رش، فعالان مدني و
فرهنگيان شهر سردشت، حمايت مالي خيرين و
معتمدين شهر سردشت با 2100 جلد كتاب در بخشي
از ساختمان مسجد اين روستا در فضايي به وسعت
70 متر مربع افتتاح شد.
برنامه با حضور علاقمندان زيادي در روستاي
قلعه رش روز پنج شنبه 31/2/1388 راس ساعت 3 در
حالي آغاز شد كه جمع زيادي از جوانان روستا با
لباس هاي زيباي كردي و بازوبندهايي كه مسئوليت
آنان را در برنامه نشان مي داد در كنار مسير
تردد مهمانان به عنوان راهنما ايستاده بودند و
با در دست داشتن پلاكاردهايي به مهمانان و
مدعوين خوش آمد مي گفتند. مسير طولاني روستاي
چند صد خانواري قلعه رش كه داراي جمعيتي بيش
از 1300 نفر است با راهنمايان دختر و پسر و
بازوبندهاي متحد الشكل شان علامت گذاري شده
بود.
نكته اي كه توجه همهي شركت كنندگان را به خود
جلب كرده بود مشاركت عموم مردم روستا از پير و
جوان، كوچك و بزرگ، زن و مرد در اين برنامه
بود. نگاه هاي تحسين آميز و پر از مهر مردم
روستاي قلعه رش مبحثي بود كه در مسير بازگشت
به تهران، تا پاسي از شب، ذهن ميهمانان برنامه
را به خود مشغول كرده بود و همه دل شان مي
خواست در تحليل هاي خود از آن سخن بگويند.
گويي مردم اين روستا، ضرورت وجود كتابخانه در
روستايشان را به قدري درك كرده بودند كه همه و
همه، حتي آنان كه سواد خواندن و در واقع امكان
استفاده از اين عنصر جديد بافت روستايي شان را
نداشتند با جان و دل در هرچه بهتر برگزار كردن
افتتاحيه كتابخانه مي كوشيدند و نگاه هاي آنان
خود گوياي همه چيز بود ... آري، از نگاه آنان
ميشد همه چيز را فهميد. |